Main Page / About / Contact








Recent Posts (in this category)
نقش دیزاین در زندگی روزمره: یک مثال ساده
دیزاین و طراحی، دو مفهوم کاملا متفاوت
وب دیزاین، کد نویسی یا طراحی؟ چه کار می کنیم؟
favicon چیه؟ به چه دردی میخوره؟
حماقت به مثابه شفتالو
Categories
Graphic Opinions (5)
In Graphic (3)
In School (2)
Personal (4)
Recommend (7)
Social (3)
QL Links
In Graphic - Daily Links
Site: We Are What We Do - 4 Jul, 2010 [37 clicks]
Site: Aardvark - 4 Jul, 2010 [31 clicks]
Game: Bloxorz - 26 Jun, 2008 [742 clicks]
Site: High IQ Society - 7 Oct, 2007 [672 clicks]
Flash: Acrobots - 18 Aug, 2007 [679 clicks]
Article: Altered Books - 11 Aug, 2007 [708 clicks]
Animation: Lifted (by pixar) - 8 Aug, 2007 [943 clicks]
Site: The Sheep Market - 1 Aug, 2007 [753 clicks]

[Subscribe to QL Links]
Useful Sites
Archives
June 2010
April 2010
December 2009
November 2009
October 2009
April 2009
July 2008
June 2008
May 2008
February 2008
January 2008
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
etc.
FireFox
Movable Type 3.35
Feed Burner
Blogrolling


I'm Mac
می خواهم راه ام را به نقاط مختلف لندن به سادگی پیدا کنم و اگر این راه ها در هم ریخته نباشد، این کار آسان تر است. -یک طرز تفکر ساده و روشن!

Information Design

طی قرن بیستم گامهای بلندی در جهت پیشترف دیزاین علامتها و اطلاعات برداشته شد که در واقع نتیجه فائق امدن بر دشوارترین «دیزاین های اطلاعاتی» (Information Design) بود. در این قرن، زمانی که نقشه کش بیکاری به نام «هری بِک» (Harry Beck) تصمیم گرفت وقت آزاد خود را صرف ابداع شیوه ای ساده تر برای درک نقشه راه آهن زیرزمینی لندن کند - که در آن زمان بسیار پیچیده و دشوار بود - هیچ کس حتی تصور نمی کرد که او دست تنها مقوله ای کاملا جدید را در دیزاین باب کند.

Underground Railways of London - 1920

«بِک» مشخصا قبل از هر چیز، مشکلی را تشخیص داده بود که یافتن راه حلی برایش دشوار بود: اینکه چگونه مسیر خطوط راه آهن لندن را که تا پیش از دهه ۱۹۲۰ به چیزی شبیه رشته های درهم تنیده اسپاگتی تبدیل شده بود را ساده و قابل فهم کند. «بِک» در عملی غیرمنتظره و با بهره بردن از ابتکار هندسی راه حلی پیشنهاد کرد که در آن فقط از زوایای ۴۵ و ۹۰ درجه استفاده شده بود.

Underground Railways of London - 1931

نقشه وی به واسطه این ویژگی (در ابتدا) تازه واردها را در تخمین فاصله برخی ایستگاه ها به اشتباه می انداخت. اما گذشته از این مشکل تقریبا از هر لحاظ اثری هوشمندانه به شمار می رفت که ریشه در طرز تفکر ساده و روشن آن داشت: «می خواهم راه ام را به نقاط مختلف لندن به سادگی پیدا کنم و اگر این راه ها در هم ریخته بناشد، این کار آسان تر است».
البته این دیزاین در ابتدا از سوی مسئولان (طبق معمول آن روزهای خارج و این روزهای داخل!) پذیرفته نشد تا اینکه انتشار آزمایشی آن در سال ۱۹۳۳ به سرعت مورد توجه عموم قرار گرفت. در حقیقت در این دیزاین، اطلاعات لازم به گونه ای ارائه می شدند که عدم دریافت آنها غیرممکن بود.
اکنون با گذشت هشتاد سال، نقشه «هری بِک» به سبک متداول روز تبدیل شده و سرمشق بسیاری از نقشه های مشابه در دیگر شهرهای جهان قرار گرفته است.

این مثال نمونه ای ساده از موضوعاتی ست که در حیطه کار دیزاینر اطلاعات (Information Designer) قرار می گیرد. این حیطه شامل کمک به کاربران محیطهای مختلف می شود تا بتوانند راه خود را در فضایی حقیقی یا مجازی پیدا کنند. بازدید کنندگان از یک موزه، فرودگاه، یا سایت اینترنتی، همه با مشکلات مشابهی مواجه هستند: همه آنها به اطلاعات و راهنمایی احتیاج دارند تا در سریع ترین زمان ممکن به آنها اطلاع دهد که چگونه و به کجا باید بروند.

* موضوع «نقش دیزاین در زندگی روزمره» در این وبلاگ ادامه دار خواهد بود.
** استخراج از مقاله مایکل جانسون، ترجمه آرش مومنیان، با کمی تلخیص و تغییر

دیزاین، ماست، نوشابه، چیز دیگه نمی خواین؟ -اصغر آقا

۱. کلمه دیزاین به زبان فارسی «طراحی» ترجمه شده و به کار می رود. در صورتی که دیزاین دارای مفهوم متفاوت و وسیع تری است. دیزاین به معنی ساختار دادن ویا سازمان دادن است.
معنی ویا منظوری را با در نظر گرفتن امکانات، با درک اولویت اجزاء آن با کمک عقل، منطق و خلاقیت برای درک ویا مصرف مخاطب ویا جماعتی خاص سازمان دهی کردن و سامان دادن است؛ که از معنی طراحی بسیار فاصله دارد. طراحی آخرین مرحله شکل گرفتن دیزاین است، که برای نشان دادن فکر و ایده روی کاغذ بکار می رود. لذا در این مقاله کلمه «دیزاین» ترجمه نشده و چون اینجانب هیچ جایگزین فارسی برای آن نمی شناسم، از خود کلمه دیزاین استفاده کرده و آن را کافی می دانم تا به مرور بر مبنای معنی آن جای مناسب خود را پیدا کمد. «طراحی» ترجمه لغت Drawing است که در حیطه خود معنی دارد.

۲. دیزاین یک عمل خلاقه انسانی است که همه به نوعی از صبح تا شام با آن درگیرند. وقتی شما اطاق خود را منظم می کنید در واقع به عنوان یک دیزاینر عناصر موجود در اتاق خود را بر حسب نیازهایتان مرتب و منظم می کنید. وقتی لباس می پوشید انتخاب لباس بر مبنای جایی که می خواهید بروید یک عمل دیزاین است... حتی وقتی از جایی به جایی می روید، در ذهن مقصد را معین می کنید، جایی که می خواهید از آن عزیمت کنید را معین می کنید، و بهترین مسیر یا وسایلی که می توانند شما را به مقصد برسانند را انتخاب می کنید. در این عمل نقطه شروع و مقصد، راه را معین می کنند. این دقیقا دیزاین است...
ما با اصلاحاتی مثل «دیزاین شهری» (Urban Design)، «دیزاین معماری» (Architecture Design)، «دیزاین مد» (Fashion Design)، «دیزاین صنعتی» (Industrial Design)، «دیزاین منسوجات» (Textile Design) و بالاخره «گرافیک دیزاین» (Graphic Design) بر می خوریم. در رشته گرافیک خود با اصطلاحات «دیزاین کتاب»، «تایپ دیزاین» و «پوستر دیزاین» آشنا هستیم. همه اینها هسته اصلی دیزاین را خود حمل می کنند (که طراحی نیست)، در جوامع صنعتی قبل از شروع هر پروژه ای اول به دیزاین آن فکر می کنند و دیزاینرها فکر و ایده آن را ارائه می دهند...
پس دیزاین اجبارا امری است مهم و بایستی با معنی آن در تمام ابعاد آشنا شد. دیزاین است که کاراکتری خاص به یک روزنامه می دهد، دیزاین است که می تواند کاراکتر یک مجله و روحیه حاکم بر آن را به کلی تغییر دهد و به یک محصول، شرکت ویا یک سرویس کاراکتری متفاوت بدهد و برای آن مشتریانی خاص ایجاد کند. دیزاین است که می تواند یک محصول را به شکلی مناسب برای کودکان و یا زنان و یا ورزشکاران ارائه بدهد. لباس ورزشی یک ملت در مسابقات بین المللی، پرچم های آنها معرف روحیه ویا آمال یک ملت است که دیزاینر می توان آن را شکل دهد. مراسم افتتاحیه و یا اختتامیه هر واقعه ای اگر توسط دیزاینری مناسب و مسئول طراحی شود، می تواند تاثیری مثبت ویا منفی برای آن واقعه ایجاد کند...

۳. دیزاین به معنی امروزی آن در طی ۴۰۰ سال اخیر در غرب شکل گرفته است. ما کمتر از ۱۰۰ سال است که با این پدیده برخورد کرده ایم (در قدیم دیزاینر و هنرمند و صنعتگر یکی بودند و این تفکیک مشاغل در قرون اخیر به آرامی شکل گرفته است) و در نتیجه برایمان بیگانه است. دیزاین عین همه پدیده های وارداتی غربی به نوعی سعی شده در فرهنگ ما ترجمه شود و مثل اغلب ترجمه های ناقص و حتی متناقض از اصل آن. بنابر این جای بسیار برای توجه و تحقیق دارد.

۴. دیزاین در کلی ترین معنی، پیدا کردن راه حل برای یک مسئله است با در نظر گرفتن اجزاء و موادی که مسئله را تشکیل می دهند و در راستای هدفی که مسئله سر راه آن قرار گرفته است.
دیزاین برای راحتی ارتباط، راحتی استفاده از وسایل، کارآیی، ایجاد کاراکتر و تسهیل در روابط انسانی به کار می رود. می خواهید پارچه ای را ببرید، ابزاری از جنس سخت تر با دو لبه تیز که پارچه را ببرد می سازید که توسط میخی به هم وصل شده با نام قیچی! قیچی یکی از درخشان ترین دیزاین های صنعتی است، چون هر کسی که می خواهد این ابزار را بکار ببرد، حتی اگر برای اوین بار نیز آن را به دست گیرد، نمی تواند در به کار بردنش اشتباه کند! این است یک نمونه درخشان دیزاین...

۵. «چی» - «برای کی» - مقدمه لازم دیزاین است و - «چطور» - سنتز آن در دیزاین است.
به دلیل نامفهوم بودن معنی دیزاین در کشور ما، تقریبا در اغلب مواردی که این عمل انجام می شود، اصل کار دیزاین ناشناخته باقی می ماند. به طور مثال: دیزاین شهری چیست؟ اینکه عناصر محلهای مسکونی و اماکن کاری و راه های ارتباطی آنها، پارکها و محوطه های سبز، مدارس، ساختمانهای دولتی و سرویس دهنده، اماکن مخصوص بچه ها و یا سالمندان و اماکن تفریحی چگونه در ارتباط با یکدیگر قرار گیرند که ساکنین یک شهر بتوانند زندگی راحت تر و بعتری داشته باشند، به کار خود بهتر برسند، به اماکن تفریحی و رفاهی دسترسی داشته باشند و خلاصه چه نوع زندگی ای داشته باشند...
گرافیک دیزاین هم از لحاظ لغوی و هم از لحاظ معنای آن به نظر می رسد که درست ترجمه نشده و معادل درتسی ندارد و با گذاشتن کلمه طراحی بجای دیزاین، فعل دیزاین که عمل فکر کردن و ایده دادن است کم کم به طراحی که شکل و فرم است تقلیل پیدا کرده است. مطرح کردن مبحث دیزاین در وسیع ترین معنی آن امری لازم است. گرافیک ما در بخش دیزاین فقیر است. کمتر کاری با فکر و ایده ای که سعی کرده باشد پیامی ویا معنی خاصی را با امانت به مخاطبی خاص برساند دیده می شود. خلاقیت ها بیشتر در فرم و رنگ به کار می روند، که قسمت ثانوی کار است، یعنی بعد از دیزاین اولیه.
گرافیک در وحله نخست در خدمت ارتباط، اطلاع رسانی و رساندن پیغامی از یک طرف به طرف دیگر است و زیر بنای این مقصود را دیزاین تشکیل می دهد، و این منظور در اغلب کارهای ما غایب است...
در هیچ مدرسه ی گرافیک، دیزاین به معنی واقعی آن تدریس نمی شود. تایپو گرافی ویا دیزاین با حروف، به جای هدفمند بودن کارکردی، به شکل و فرم می پردازد، که نقص غرض معنی تایپ و فونت است.
عدم استفاده درست از عماسی و تصویر سازی در آثار گرافیکی و تبلیغاتی و اطلاع رسانی، ناشی از عدم وجود دیزاین و عوامل آن در بناید کارهای گرافیک است...

* تقریبا خلاصه شده مقاله «دیزاین»، فرشید مثقالی، نشریه «حرفه: هنرمند»، شماره ۱۹

به یک فتوشاپ کار با تجربه نیازمندیم. -ایرانی کاری

یک.
متاسفانه ساخت صفحات وب در ایران حتی در شرکتهایی که خود را طراح و سازننده این صفحات می دانند روند و پروسه مشخصی ندارد. عموما کل پروسه ساخت صفحات وب توسط کسانی - که می توانیم آنها را در حالت حرفه ای توسعه دهندگان وب بنامیم - صورت می پذیرد. در این حالت مراحل دیزاین و طراحی گرافیک توسط شخص برنامه نویس انجام می شود که البته معمولا هم نمی شود! چون معمولا سایت های ساخته شده فارق از هرگونه دیزاین ویا حتی چکه ای طراحی گرافیک است.
اگر کمی خوش شانس باشیم یک فتوشاپ کار و با کمی بخت و اقبال بیشتر یک طراح گرافیک به جمع یک نفره برنامه نویس اضافه شده و کار کپی کردن از طرح سایتها و تمپلیتهای آماده را انجام می دهد.
معدود تیم هایی را شاید بتوان پیدا کرد که یک طراح خوب با یک توسعه دهنده وب واقعی همکاری میکنند. که البته باز هم جای خالی یک دیزاینر را در کارهایشان می توان احساس کرد.

دو.
دیزاین را عموما همان طراحی می دانند در حالیکه دیزاین مفهومی عمیق تر و بسیار متفاوت تر دارد. دیزاین، برنامه ریزی و سازمان دهی نحوه ی برقراری ارتباط با مخاطب است. به طور مثال اینکه اجزای یک صفحه وب هر یک کجا قرار بگیرند و چطور با هم در ارتباط باشند تا مخاطب دسترسی بهتری به بخشهای مختلف داشته باشد و کار خود را راحت تر به انجام برساند کار یک وب دیزاینر است. این فرای نوشتن پلان سایت و استراتژی عملکرد است. ممکن است مهمترین عنصر یک وب سایت کمترین اهمیت را در وب سایت دیگری داشته باشد. این را دیزاینر مشخص می کند. وی کاملا می داند که «چه چیزی» برای «چه کسی» ساخته شده است و «چطور» باید آن را عرضه کرد.

سه.
پروسه ساخت صفحات وب در ساده ترین حالت شامل سه بخش وب دیزاین، طراحی گرافیک و برنامه نویسی و اجرا است. البته این رابطه خطی نیست و همه اشخاص تیم در طول مدت انجام کار با هم در تعامل هستند و البته که این وب دیزاینر است که از ابتدا تا انتهای کار را در در دستان خود دارد.
در واقع طراحی گرافیک و برنامه نویسی (که خود شامل بخشهای مختلفی است) جزئی از وب دیزاین هستند.

چهار.
با این سرعت گسترش فضای سایبر نمی توانیم بگوییم وب دیزاین مقوله جدیدی است. اما متاسفانه مانند هر چیز دیگری که وارد ایران شده (به این علت می گویم وارد شده چون اصولا اینترنت جای دیگری متولد شده است) با آن درست برخورد نکرده ایم و فهم درستی از آن نداریم.
از آن غم انگیز تر این است که جدای از وب دیزاینر در وب فارسی جای خالی طراحان گرافیک نیز به شدت احساس می شود. طراح گرافیکی که فضای وب را بشناسد و تفاوت آن را با چاپ و کاغذ بخوبی بداند. تنها کسانی که در این باره صحبت می کنند توسعه دهندگان وب هستند. این موضوع از آن رو مهم است که در وب فارسی سایتهایی را پیدا می کنی که از لحاظ برنامه نویسی قوی هستند اما نه گرافیک دلنوازی دارند و نه دیزاین مناسبی که بتوان به خوبی از آنها بهره برد. انگشت شمار در وب فارسی می بینی سایتی که همه چیزش سر جایش است اما ما صحبت از بمب اتم نمی کنیم که ۱۰ یا ۲۰ تا از آن قابل توجه باشد. این رقم در وب از صفر هم کمتر به چشم می آید.

پنج.
خلاء بزرگی است این مقوله وب دیزاین. امید دارم بتوانیم با کمک همه اهالی وب فهم و درک بهتری نسبت به آن پیدا کنیم و به سمت وب فارسی دیزاین شده نه صرفا کد نویسی شده یا طراحی شده پیش برویم.

جزئیات همه چیز است. - بامزی

خلاصه بگم که favicon کوتاه شده Favorite Icon است که در واقع همان آیکون صفحه وب شما است؛ اگر کسی آدرس شما را به لیست Favorite خودش اضافه کند آن آیکون را در اندازه 16x16 پیکسل کنار اسم صفحه شما خواهد دید. بعضی مرورگرها - مثل فایرفاکس - در کنار آدرس و اسم وب سایت نیز آن را نمایش می دهند.


favicon چیزی شبیه به گل سینه است. نه تنها در زیبایی ظاهر نقش دارد بلکه بر پرستیژ شما هم تاثیر می گذارد. ضمن آنکه باعث می شود در انبوهی از لینکها جلب توجه و البته که راحت تر دیده شوید. بعلاوه اینکه قسمت Bookmarks مرورگر وب ما هم خوشایندتر می شود.


      

این آیکون شناسه وب شما است و اصلی ترین وظیفه آن تداعی کردن صفحه وب شما در ذهن مخاطب است. پس اگر آرم یا لوگوی خاصی دارید از آن یا قسمت مشخصی از آن را در آیکون بکار ببرید. در ساخت آیکون از رنگ و لعاب صفحه استفاده کنید و حواستان باشد که 16x16 پیکسل جایی برای ریزه کاری ندارد: ساده، مختصر و به قولی "تو چشم!" باشد.

شما حتی وقتی در حال سقوط به دره ای ژرف هستید هم می توانید آدامستان را باد کنید. اما زیبا تر آن است که فریاد بزنید! - دونالد داک

پوستر اول رو با اسم Dylan (باب دیلن: صفحه شخصی، ویکیپدیا) اثر میلتون گلایزر (Milton Glaser) می بینیم:

پوستر باب دیلان - 1966

بله! دماغ باب دیلن جای هیچ شبه ای نمی گذارد که خودش است! .. این پوستر در سال 1966 طراحی شده است. زیاد حرف نمیزنیم و به سراغ کار دوم می رویم:

پوستر کنسرت ارکستر ملل - 2006

نه! اشتباه نکنید! خیلی فرق دارد! موها شوره زده اند و رنگهایشان اغلب عوض شده است. بینی، لبها، پیشانی و چانه هم اصلاح شده اند! .. این پوستر در سال 1384 (2006 میلادی) برای کنسرت ارکستر ملل طراحی (؟) شده است. اعتماد به نفس طراح را می ستاییم! و سریع به سراغ کار سوم می رویم:

پوستر چهارمین جشنواره تئاتر تجربه های جوان - 2007

ببینید! باز هم دارید اشتباه می کنید! این تقصیر خود میلتون گلیزر است که از نقوشی شبه اسلامی در کارش استفاده کرده است! می خواست نکند! اصلا کسی که لوگوی I Love NY را طراحی کرده است حقش همین است! .. این کار در سال 1385 (2007 م.) برای "چهارمین جشنواره تئاتر تجربه های جوان" طراحی (؟) شده است.

پ.ن. جمع پوسترها رو چند روز پیش در "حرفه: هنرمند"  دیدم.